فهرست اشعار بلخی ( جهانداری ۱ )

۱ ـ دانسته شد که خصم ملل جز یهود نیست.....

۲ ـ شد چند روزی در جهان کز " یونو" این آواز شد.....

۳ ـ سالها شد، گشته مطرح در جهان خلع سلاح.....

۴ ـ از خون بینوایان اخز مفاد تا کی......

۵ ـ ای خواجه ! جهان یعنی یک خنده و صد گریه.....

۶ ـ افتاده بشرسخت به قلاب سیاست......

۷ ـ مرا جام دل از این یاد خون است....

۸ ـ افتاده ام امروز به سودای مودت.....

۹ ـ در قرن مشعشع چه عجب فتنه عیان است....

۱۰ ـ دیدی ز جهان سلسله داران همه رفتند ......

۱۱ ـ  بسا شرم است بر مردی که از جور زمان گرید.....

۱۲ ـ در بسم الله وحدت با نقطۀ خون باید....

۱۳ ـ پرگار چرخ گردون دارد مدار آخر.....

۱۴ ـ فارغ  از مکتب عشاق جوانی آید.....

۱۵ ـ کی دهن شیرین توان از صحبت حلوا فروش.....

۱۶ ـ سحرگه غنچه چون بر چهرۀ باد صبا خندد......

۱۷ ـ افزوده بدل بــــسکه تمــــــنای تمـــــدن........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/1/6ساعت 1:10  توسط شهیده ﺷﺮاﺭﻩ بلخی  | 
 

فهرست اشعار بلخی در بارۀ معصومین (ع)

۱ ـ پر فتنه شد تمام جهان وا محمّدا (ص).......

۲ـ هست به ما مرشد و مولا علی.......

۳ ـ  ای غایب از نظر شده یا صاحب الزمان.....  

۴ـ یک  جلوه  نما  عالم  ایجاد  فنــــا  کن.......

۵ـ ملکی لیک به شکل بشرت  ساختــــه اند .....

۶ـ ای حب تو میزان حقیقت و مجاز است .....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/1/5ساعت 9:57  توسط شهیده ﺷﺮاﺭﻩ بلخی  |