اشعار علامه بلخی ( محرم ۱)

۱ ـ زد پرچم حریت آن رهبر آزادی....

۲ ـای که از آتش عشقت همه جا می سوزد.....

۳ ـ ای مبتلای عشق ترا ابتلا بلند.....

۴ ـ ای بقعۀ رسول به راه خدا شهید....

۵ ـ ای که در کرب و بلا کرب بلا پاشیدی.....

۶ ـ تاسیس کربلا ، نه فقط بهر ماتم است.....

۷ ـ در دشت عراق آمد آن رهبر آزادی.....

۸ ـ ای کشته ایکه اسم تو مشکل گشا هنوز.....

۹ ـ ای که عزم تو ز غوغای جهانت پیداست.....

 ۱۰ ـ ای که در بحر مشیت خطر انداخته ای......

۱۱ ـ ای حامی حقوق بشر انقلاب تو........

۱۲ ـ ای که در کشور مطق تو ز پا افتادی.......

۱۳ ـ ای که ظاهر عزم تو بطون شد معلوم......

۱۴ ـ دانیکه در جهان که بود اقرب حسین......

۱۵ ـ ای که بستی ز حرم در ره مقصد احرام.......

۱۶ ـ مست آن نیست که از میکده ساغر ببرد.......

۱۷ ـ ای بسر عاشقان گرمـــی صهبــــای تو.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/12/30ساعت 1:13  توسط شهیده ﺷﺮاﺭﻩ بلخی  |