اشعار علامه در بارۀ  خودشان ۲
 
 
 
۱ ـ ما را دیار عشق زمانی مقام شد......
۲ ـ هر کس که چو ما طالب منزلگۀ یار است......
۳ ـ قطره ام   لیک  ز بحری  که  محیطم  از اوست.....
۴ ـ ما عاشقیم مقصد ما جلب  سود   نیست.......
۵ ـ ما را شرار عشق به  وضع  عجیب  سوخت......
۶ ـ در کوی خرابات که شه هست و گدا هست.......
۷ ـ دوست جای دیگر و من مانده ام در کوی دوست..........
۸ ـ ما را نه غم جنت و نه حسرت حور است........
۹ ـ دل   که   آشفتۀ  آن  طُرۀ   طرار  شود..........

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/4/18ساعت 1:32  توسط شهیده ﺷﺮاﺭﻩ بلخی  |