ما گرفتاران لیلاییم، مجنون میر ماست

از خرد بیگانه بودن باعث تشهیر ماست

گر خراب اندر خراباتیم، نقصان کی بریم؟

کز پی این یک خرابی، نوبت تعمیر ماست

در سر بازار هستی هیچ کس آزاد نیست

فارغ از عقلیم، امّا خود جنون زنجیر ماست

ما نشان کفر زلفش از ازل آورده ایم

محتسب هم تا ابد اندر پی تکفیر ماست

شاهد بزم همه در مسجد و میخانه، اوست

وصف او یک حسن مطلق، مابقی تعبیر ماست(1)

اختلاف شیخ و صوفی علّت واماندگی است

پای همّت بسته، می گویند کاین تقدیر ماست

جز قفای کور رفتن علّتی دیگر نداشت

این فلاکت ها که می بینی گریبانگیر ماست

گر متاع خانه را بردن مقصّر دزد بود،

خانه را بی پاسبان ماندن دگر تقصیر ماست

غفلت از نیروی ما رندان، خطر دارد، رقیب!

خود اگر رفتیم، این برق خفا شمشیر ماست

زاهدی گر از تحوّل یافت حسن عاقبت

عامل این مقتضی خاصیّت اکسیر ماست

«بلخیا»! سعیی که آهی از گنه پرّان شود

قلب پاک رحمتش آماجگاه تیر ماست

 

     محبس دهمزنگ-3/3/1340

 

+ نوشته شده در  2017/4/2ساعت 17:39  توسط شهیده ﺷﺮاﺭﻩ بلخی  |